جلال جلالى زاده

284

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

معقولات ثانيه : آن است كه مابه‌ازايى در خارج ندارند ، مانند نوع ، فصل و جنس كه بر موجودات حمل نمىشوند . معقول المعنى : حكمى كه معنا و مفهوم آن قابل فهم است و قابليت قياس‌كردن بر آن وجود دارد و گفته‌اند : تعديه به حكم بدون معقوليت درست نيست ، يعنى آن‌چه كه معقول المعنى نيست قياس بر آن ممكن نيست ؛ چون قياس تعديه‌ى حكم منصوص براى ديگرى است و آن‌چه كه معقول المعنى نيست ، امكان تعديه‌اش نيست ، مانند اوقات نمازهاى پنج‌گانه و ركوع و سجود . معناى اسمى : معنايى كه از نظر وجود و تصور مستقل است و بدون نسبت دادن ، ركنى از كلام است ، مانند مرد ، اسب . معنى الخطاب : اسمى است كه بر قياس شرعى اطلاق مىشود . معنى العلة : حكمتى كه مقصود از حكم است . معنى المعنى : معنايى كه مجتهد به واسطه‌ى معناى ديگرى به آن مىرسد . مانند اين است كه مفهومى از سخنى فهميده شود ، سپس اين معنا به معنايى ديگرى منجر شود . مراد از آن علت العلة است . مفتى : در نزد اصوليان همان مجتهد يا فقيه است ، عالمى كه داراى ابزارهاى اجتهاد و شروط آن است و احكام شرعى را براى كسى كه از او بپرسد ، بيان مىكند . مفتى ماجن : مجتهدى كه روش و عادت او آموزش حيله‌هاى فقهى به مردم براى اسقاط برخى از احكام شرعى است . مفسّر : لفظى است كه بر حكم مراد از آن به‌طور واضح دلالت مىكند در بيان نيازى به ديگرى ندارد و دلالت آن از نص واضح‌تر است و با اين دلالت احتمال تأويل يا تخصيص ندارد و اين لفظ تنها در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قابل نسخ بوده است . مانند وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً ( توبه / 36 ) ، كه لفظ كافه مانع از تخصيص عامى است كه قبل از آن ذكر شده است يا « المستحاضة تتوضأ لكل صلاة » لكل صلاة مفسّر است ؛ چون بر معناى حكم مراد كه وجوب وضو بر مستحاضه در هنگام اداى نماز است ،